Saturday, 4 August 2007

Sharon Olds' Open Letter to Laura Bush

Laura Bush, First Lady

The White House

Dear Mrs. Bush,

I am writing to let you know why I am not able to accept your kind invitation to give a presentation at the National Book Festival on September 24, or to attend your dinner at the Library of Congress or the breakfast at the White House.

In one way, it's a very appealing invitation. The idea of speaking at a festival attended by 85,000 people is inspiring! The possibility of finding new readers is exciting for a poet in personal terms, and in terms of the desire that poetry serve its constituents--all of us who need the pleasure, and the inner and outer news, it delivers.

And the concept of a community of readers and writers has long been dear to my heart. As a professor of creative writing in the graduate school of a major university, I have had the chance to be a part of some magnificent outreach writing workshops in which our students have become teachers. Over the years, they have taught in a variety of settings: a women's prison, several New York City public high schools, an oncology ward for children.

Our initial program, at a 900-bed state hospital for the severely physically challenged, has been running friendships between young MFA candidates and their students--long-term residents at the hospital who, in their humor, courage and wisdom, become our teachers.

When you have witnessed someone non speaking and almost non moving spell out, with a toe, on a big plastic alphabet chart, letter by letter, his new poem, you have experienced, close up, the passion and essentialness of writing.

When you have held up a small cardboard alphabet card for a writer who is completely non speaking and non moving (except for the eyes), and pointed first to the A, then the B, then C, then D, until you get to the first letter of the first word of the first line of the poem she has been composing in her head all week, and she lifts her eyes when that letter is touched to say yes, you feel with a fresh immediacy the human drive for creation, self-expression, accuracy, honesty and wit -- and the importance of writing, which celebrates the value of each person's unique story and song. So the prospect of a festival of books seemed wonderful to me.

I thought of the opportunity to talk about how to start up an outreach program. I thought of the chance to sell some books, sign some books and meet some of the citizens of Washington, DC. I thought that I could try to find a way, even as your guest, with respect, to speak about my deep feeling that we should not have invaded Iraq, and to declare my belief that the wish to invade another culture and another country -- with the resultant loss of life and limb for our brave soldiers, and for the noncombatants in their home terrain -- did not come out of our democracy but was instead a decision made "at the top" and forced on the people by distorted language, and by untruths. I hoped to express the fear that we have begun to live in the shadows of tyranny and religious chauvinism -- the opposites of the liberty, tolerance and diversity our nation aspires to. I tried to see my way clear to attend the festival in order to bear witness -- as an American who loves her country and its principles and its writing -- against this undeclared and devastating war.

But I could not face the idea of breaking bread with you. I knew that if I sat down to eat with you, it would feel to me as if I were condoning what I see to be the wild, highhanded actions of the Bush Administration. What kept coming to the fore of my mind was that I would be taking food from the hand of the First Lady who represents the Administration that unleashed this war and that wills its continuation, even to the extent of permitting "extraordinary rendition": flying people to other countries where they will be tortured for us.

So many Americans who had felt pride in our country now feel anguish and shame, for the current regime of blood, wounds and fire. I thought of the clean linens at your table, the shining knives and the flames of the candles, and I could not stomach it.



Friday, 3 August 2007

مسعود خيام: نويسنده‌ها موجوداتى اضافى هستند

وي اعلام كرد كه پس از همه اين مصائب ،اين نمايشنامه مهم سرانجام موفق به كسب مجوز انتشار از وزارت ارشاد شده است و توسط نشر قطره منتشر مي شود.خيام، همچنين رمان «سنگ، كاغذ، قيچي» را تمام كرده كه در خارج از كشور به چاپ رسيده است: «بيشتر از ده، دوازده سال روي اين كتاب كار كرده‌ام. ويرايش پشت ويرايش و اصلاح بعد از اصلاح. اين رمان نه صور قبيحه داشت و نه كلمه بدي در آن به كار رفته بود. بخش‌هايي از اين رمان هم مثل مرثيه براي فروغ فرخزاد قبلا در نشريات چاپ شده بود. تمام شدن كتاب مصادف شد با دولت فعلي و ارشاد، مجوز نداد. من هم مجبور شدم تا كتاب را خارج از ايران به چاپ برسانم.»ء
اين نويسنده و مترجم، درباره جديدترين رمان خود گفت: «در عهد قديم كتاب مقدس، بخشي به نام غزل‌هاي سليمان وجود دارد كه بي‌نهايت زيباست. اين بخش حدود 5 هزار سال قدمت دارد و ديالوگي عاشقانه بين يك زن و مرد است. من به ترجمه‌هاي قديمي انگليسي اين كتاب خيلي علاقه دارم و بارها آن را خوانده‌ام. رماني به استنباط از اين بخش عهد قديم نوشته‌ام كه «مشرق غزل‌هاي سليمان» نام دارد. وقتي كتاب را تمام كردم، به خيلي‌ها براي نظرخواهي دادم و همه در يك كلام مشتركا به من گفتند كه كتاب را به هيچ وجه به ارشاد ندهم. با ناشري هم در اين باره صحبت كردم كه او هم گفت كتاب را تحويل ارشاد نمي‌دهد. من هم يكراست كتاب را بردم خارج از كشور چاپ كردم. احتمالا الان زير چاپ است و به زودي به بازار كتاب مي‌آيد.»خيام، چاپ كتاب در خارج از كشور را گزينه مناسبي نمي داند و در اين باره توضيح مي‌دهد: «چاپ كتاب در خارج از كشور اصلا كار درست و به صرفه‌اي نيست. اولا از نظر اقتصادي كه منفعتي ندارد و درنهايت كتاب در 500 يا 1000 نسخه منتشر مي شود. كسي آن جا حوصله ندارد كتابي را به زبان فارسي بخواند. دوما نويسنده از كتاب بي‌خبر مي‌ماند. در نتيجه كتاب، زندگي جديدي پيدا مي كند كه به نويسنده‌اش مربوط نيست. مثل اين مي‌ماند كه بچه آدم در بيمارستان به دنيا بيايد و بدون آن كه والدين بچه; او را ببيند; بچه به ژنو برده شود. اين كار اصلا ارزش مادي و معنوي ندارد و من با خودم مي گويم حتما عقلم پاره سنگ دارد كه اين كار را مي‌كنم. هر روز از ساعت 3 تا 8 صبح مي‌نويسم و صبح به سراغ كار خودم مي‌روم. اصلا من ديوانه‌ام كه كار فرهنگي مي‌كنم.» ء
مسعود خيام درباره نوع بررسي‌ها در وزارت ارشاد مي گويد: «كتاب‌هايي در زمينه فلسفه علوم براي بررسي به وزارت ارشاد دادم كه توسط كساني خوانده شد كه از علم سر در نمي‌آوردند. كتاب‌ها راجع به امواج احتمالات يا تئوري پيشرفته بود كه در زمينه فيزيك و رياضيات پيشرفته قرار مي گيرد. آن وقت كسي بايد درباره اين كتاب نظر دهد كه اصلا اين مبحث را نمي شناسد.پسرم موسيقيدان است و دو كتاب موسيقي را براي بررسي به وزارت ارشاد داد. اين كتاب‌ها از ابتدا تا انتها; نت است و هيچ نوشته‌اي ندارد. به يكي از اين كتاب‌ها مجوز دادند و آن يكي را نگه داشتند. ازشان پرسيدم كه چرا مجوز نداده‌ايد؟ گفتند بايد بررسي شود. حالا خدا مي‌داند كه چه چيزي بايد بررسي مي‌شد. بعد از يكي، دو ماه بالاخره مجوز كتاب را دادند ولي ما نمايشگاه كتاب را از دست داده بوديم. مثل اين كه مي خواهند سر به سر نويسنده‌ها بگذارند.يك روز شاملو كه آن روزها در وضعيت بد اقتصادي هم بود، يقه من را گرفت و گفت «پس تو چه مهندسي هستي؟ بيا ترتيبي بده; سراغ يك شغل آبرومند برويم.» راست مي‌گفت در جوامع به قول قديمي‌ها «عقب افتاده »و به قول جديدي‌ها «در حال پيشرفت» «پيراموني»، كسي كه كار فرهنگي مي كند ديوانه است. البته درباره خودم مي گويم و اساعه ادبي به ديگران نمي‌كنم. ولي اگر غير اين است چرا بايد يك مترجم روي كتابي دو سال كار كند و پوستش كنده شود و 500 هزار تومان بگيرد، در حالي كه بقال محل اگر يك ميليون تومان درآمد نداشته باشد، روزش شب نمي‌شود. پسر خوانده من در مطبوعات ماهي 120 هزار تومان بيشتر درآمد ندارد و آن وقت مستخدم خانه من 300 هزار تومان حقوقش است. استاد دانشگاه با حقوق 230 تا 240 هزار تومان به اندازه يك موبايل فروش درآمد ندارد. نويسندگي پولش از رفتگري پائين‌تر است. درست فكر مي‌كنم، كسي كه كار فرهنگي مي‌كند بايد ديوانه باشد. ء

تا مرد هنر در اين جهان است
بي‌قدر، به نزد اين و آن است
افسرده دل و پريشان است
در رنج به خاطر دو نان است

از يك جهت بايد البته از ارشاد تشكر كرد. من واقعا و قلبا، صميمانه و صادقانه، از وزارت ارشاد كه كتاب‌هاي من را توقيف، خمير و سانسور مي‌كند، تشكر مي‌كنم. اگر اين كارها را نمي‌كردند مجبور نمي‌شدم كار مهندسي‌ام را ادامه دهم و شغل آبرومندي پيدا كنم. از طرفي بارها شده كه كتاب‌هاي چاپ شده خود را نگاه مي‌كنم و مي‌گويم اي كاش اين قسمت را اين گونه مي‌نوشتم يا آن قسمت را اصلاح مي‌كردم. بين كتاب‌هايم، آنهايي را خيلي دوست دارم كه منتشر نشده و مي‌توانم ويرايششان كنم. ارشاد كمك مي‌كند تا من خيالم از بابت اشتباه در كتاب‌هايم منتشر شود. ء

محسن ظهوري

Sunday, 6 May 2007

بیانیه جبهه ملی ایران

در مراحل بعد، در هرمورد و هر مرحله، جبهه ملي ايران نسبت به عملکردهای نادرست حاکمیت در قبال سياست خارجی، طولانی ساختن جنگ، از دست دادن فرصت های طلایی در آ سیای مرکزی و قفقاز پس از فروپاشی اتحاد شوروی، اشتباههای كلان در برنامه های اقتصادی, برخوردهاي غیر فرهنگي، فشارهای شدید پی در پی بر نقد كنندگان حاکمیت، تا حذف فیزیکی آنها در جریان قتل های زنجیره ای، برخوردهای پلیسي- امنیتی با جامعه، در تنگنا قراردادن آن، به شهادت اعلامیه ها، نشریه پیام جبهه ملی، مصاحبه ها و سخنرانیهای پرشمار شخصيت هاي سرشناس خود، موضع گیری نمود كه هزینه های سنگین آنرا هم با جان و دل پرداختند. طی سالهای گذشته، هربار که پتك بدستان نیروهای انتظامی, از فراز بامهای خانه هاي مردم، به حریم امن آنها، هجوم بردند و به شکستن گیرنده های ماهواره ای پرداختند، فریاد برآورديم که در دنیای گسترده اطلاع رسانی امروز، این شیوه هاي فاشیستی دیگر کاربرد ندارد. شما اگر اعتقاد داريد که این رسانه های پرشمار بدآموزی دارند، باید صدا و سیما را از یکنواختی، جز برخی استثناءها، از بی محتوایی برنامه های سرتا به پا غم انگیر و بي نشاط بیرون آورید و در تمامی زمینه ها به آن جاذبه ببخشید تا مردم به گونه اي خود خوا سته به آن اقبال نشان دهند و فرصت از رسانه هایی كه به باور شما جهت دار عمل می کنند گرفته شود. در غیر اینصورت، با پتك و با طوم و سرنیزه نمی توان به جامعه تشنه خبر و تحلیل هاي گوناگون، فیلم ها و نمايش هاي شاد و سرگرم کننده و موسیقی متنوع و شاد و بسیاری برنامه های ديگر برخورد کرد. ء

هموطنان عزیز، در طی حدود بیست ماه گذشته نیز انطباق نداشتن عملکرد هاي دولت جدید را با صراحت در تمامی زمینه ها و موارد با بدست دادن تحلیل های روشن به آگاهی همگان رسانده و مکرر در مکرر هشدارهای لازم را به حاکمان بر قدرت نشسته داديم و یاد آور شدیم که راهی را که برگزیده اند کشور را به ورطه هولناکی خواهد کشاند. بارها یاد آور شدیم که بیش از این فضای جامعه را نبندید و با مردم به عنوان رعیت و فرمانبردار برخورد نکنید. دهانها را با تهدید نبندید و قلم ها را با زندانی کردن صاحبان اندیشه و روزنامه نگاران نشكنید. دانشجویان را در گروههای پرشمار بازداشت نکنید يا از ادامه تحصیل محرومشان نسازید. با سیاست های نادرست اقتصادی كه چرخهای تولید کارخانه ها را از کار انداخته است، در قبال حق طلبی کارگران شریف که به صورت مسالمت آمیز دست به تحصن می زنند، با خشونت و به زندان افکندن و بی سرپرست گذاردن خانواده های پر شمارشان برخورد نکنید. به تظاهرات آرام و گردهمایی های زنان آزاده کشور که در طلب ابتدایی ترین حقوق مسلم خویش هستند و می خواهند فضای لازم برای مشارکت هر چه گسترده تر در ساختن کشور و جامعه خود بدست آورند، یورش نبرید و همسران و مادران را از کاشانه و کودکان خویش جدا نسازید و در کنار تبهکاران و فاسدان به زندان ها نیاندازید. جامعه آموزگاران و دبیران را به عنوان پرورش دهندگان نسل امروز برای خدمت هر چه بيشتر و آگاهانه تر به میهن خویش در فردا ارج نهید و شرایط رفاهی دست کم نسبی را برايشان فراهم آورید. ولی هيچگاه گوش شنوایی نبود، به گرد همآیی هاي مسالمت آمیز و آرام آنها چه انگ ها که زده نشد و چه برخوردهای خشنی که با آنها صورت نگرفت. ما بارها فریاد برآورديم که نحوه برخورد شما با نوجوانان و جوانان کشور در زمینه های مختلف از جمله نحوه پوشش آنها و بازداشتهاي پرشمار آنها اثري در تغييرات مورد دلخواه شما نخوهد داشت، بلکه سبب خواهد شد که روحیه واکنشی را در آنها تشدید کند و بخش عمده اي از نیروهای جوان را به عصیان بکشاند. ء

سالهاست که جامعه ایران تجربه آنرا دارد كه هر وقت بر شدت بحرانهای کشور در زمینه سیاست خارجی و بالا گرفتن تنش و برخورد تند دنیا با حاکمیت افزوده شده و دستگاه خود را در بن بست شدید ديده است، هرگاه كه فشار اقتصادی فریاد اکثریت عظیم جامعه را به آسمان رسانیده و بر اثر نبود برنامه و نا آگاهی مسئولان و سپردن كارها بدست افراد غیر کارشناس و فاقد توان مدیريت در تمامی بخش های تولید رکود بیشتری پدید آمده و فرار سرمایه از کشور که از فردای انقلاب آغاز گشته ابعاد گسترده تری یافته است، حاکمیت راهی جز افزودن بر شدت عمل و سرکوب مردم در کوچه و خیابان و شدت بخشيدن بر روند احضار ها و بازداشتها و برخورد قهرآمیز با مردم به جان آمده، در اينجا و آنجا در پيش نگرفته است. عملكرد نادرستي كه هر بار بر فاصله ميان ملت و حاكميت افزوده است. این روند فزاينده چنانست که بیم آن می رود كه سیاست های خاص جهانی که با قدرت برآنند تا در منطقه دگرگونیها اساسی پدید آورند، با آگاهی از نارضایتی های گسترده مردم، در بخش هایي از کشور آشوبهایي پدید آورند که یکپارچگی کشور و وحدت ملی را هدف قرار دهد، پدیده شومی که جبهه ملی ایران بارها درباره آن هشدار داده است. ء
در پایان یادآور می شویم که تا بیش از این فرصت از دست نرفته است، حاکمان بخود آیند و مدیریت کلان کشور را به خواست ملت ایران در چارچوب یک انتخابات آزاد به نیروها و جریانهای ملی بسپارند که قادر خواهند بود تا براي رهايي كشور طرحي نو در اندازند و با حمايت ملت، كشور را از بحرانهاي شديد و فاجعه آميز رهايي ببخشد. ء

جبهه ملي ايران
سوم ارديبهشت 1386

Friday, 27 April 2007

واشنگتن پست: آمريكا و ايران به سمت مذاكرات جدي در حركت هستند

واشنگتن پست افزوده است: روند معامله بين ايران و آمريكا در حال شكل گيري است .اين روند در هفته جاري در دو كانال ديپلماتيك مختلف مشخص شد كه در حقيقت تغييري جدي در انزوا و بدبيني شديد بين دو كشور است كه از زمان انقلاب اسلامی‪ ‬بين دو طرف ايجاد شده بود. ء

اين روزنامه نوشته است: عملگرايان ايران كه خواستار مذاكره با آمريكا هستند مي‌گويند هم‌اكنون زمينه ديپلماتيك بخوبي براي پيشرفت مهيا است. ء

به نوشته اين روزنامه ، يكي از منابع ايراني در عين حال هشدار داده است كه دسته‌هايي در تهران و واشنگتن وجود دارند كه خواستار ادامه بن بست در روابط دو طرف هستند ولي آنها در اقليت مي‌باشند. ء

واشنگتن پست به نقل از همين منابع ناشناس ايراني افزوده است: اكثريت در دو پايتخت بايد تصميم بگيرند تا به راه حلي دست يابند. ء

اين روزنامه نوشته است: نخستين كانال ديپلماتيك مربوط به برنامه هسته اي ايران است. خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه با علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در آنكارا ديدار و گفت وگو كرد. هرچند جزئيات اين مذاكراه مشخص نيست ولي آنچه مهم است اين است كه دو طرف موافقت كرده‌اند دو هفته ديگر مجددا با يكديگر ديدار و گفت و گو كنند كه در حقيقت از سرگيري مذاكرات ايران با سه كشور اروپايي خواهد بود. ء

به نوشته واشنگتن پست، پيام سولانا به لاريجاني اين بود كه ايران بايد پيش از پايان تحريم‌هاي كنوني سازمان ملل در ‪ ۲۴‬ماه مه و پيش از آنكه شوراي امنيت اقدام به اعمال سومين دور از تحريم‌هاي خود عليه ايران نمايد بر سر ميز مذاكرات بنشيند. ء

"سولانا اميدوار است ايرانيان دستكم در اواسط ماه مه با نمايندگان فرانسه، انگليس و آلمان و شايد ديپلمات‌هاي روسيه و چين، بر سر ميز مذاكرات بنشينند." ء
اين روزنامه افزوده است: اين اميد مي‌رود كه در اين نشست دو طرف به توافقي دست يابند كه با به حالت تعليق در آمدن برنامه غني‌سازي اورانيوم ايران هنگام برگزاري مذاكرات، تحريم‌هاي سازمان ملل عليه ايران نيز لغو گردد لذا در صورت موفق بودن تلاش‌هاي سولانا، آمريكا نيز در اين مذاكرات شركت خواهد كرد. ء

واشنگتن پست نوشته است: هرچند هنوز هيچ كس هيچ فرمولي ارائه نكرده است كه بتواند باعث از بين رفتن اختلافات بسيار گسترده آمريكا و ايران در مورد مساله هسته‌اي گردد ولي در حقيقت مذاكرات ديپلماتيك به همين منظور صورت مي‌گيرد. ء

اين روزنامه افزوده است: مقامات ايراني بصورت محرمانه اعلام كرده‌اند كه به سولانا بايد آنقدر آزادي عمل داده شود كه بتواند راه حلي را بيابد كه مورد موافقت دو طرف باشد زيرا به گفته يكي از منابع ايراني، در صورتي كه اين مذاكرات بيانگر مواضع پيشين باشد، مذاكرات به شكست منجر خواهد شد. ء

به نوشته واشنگتن پست، كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا نيز بمنظور اطمينان بخشيدن به ايرانيان در مصاحبه‌اي با يك روزنامه انگليسي گفته بود آمريكا هيچ برنامه‌اي براي تغيير حكومت ايران ندارد و سياست آمريكا همواره تغيير رفتار حكومت ايران بوده است. ء

واشنگتن پست افزوده است: دومين كانال ديپلماتيك به سمت ايران نيز هفته گذشته و هنگامي كه رايس براي شركت در كنفرانس همسايگان عراق به شرم الشيخ در كشور مصر سفر خواهد كرد باز خواهد شد. در اين نشست كه در سطح وزراي امور خارجه كشورهاي همسايه عراق از جمله ايران و سوريه برگزار خواهد شد، رايس اميدوار است با همتايان ايراني و سوريه خود ديدارهاي دوجانبه‌اي داشته باشد. ء

اين روزنامه نوشته است: مقامات ايراني هشدار داده‌اند تا زماني كه آمريكا نشان ندهد قصد دارد پنج مقام ايراني را كه در ماه ژانويه در شهر اربيل عراق دستگير كرده، آزاد كند منوچهر متكي وزير امور خارجه آن ممكن است در اين نشست شركت نكند. ء

واشنگتن پست با اشاره به علاقه مندي رايس به ديدار با همتايان ايراني و سوري خود به نقل از مقامات وزارت امور خارجه آمريكا نوشت: آنها اميدوارند اين ديدار آغازي براي مذاكرات عادي با ايران و سوريه در مورد چگونگي ايجاد ثبات در عراق باشد. به اين ترتيب مي‌توان گفت كه دولت بوش كاملا آماده است تا از پيشنهادات ديپلماتيك گروه تحقيقات عراق پيروي كند. ء

اين روزنامه با اشاره به اينكه ممكن است براي نخستين بار از سال ‪ ۱۹۷۹‬تا كنون دري براي احتمال برگزاري نخستين مذاكرات ايران و آمريكا باز شود، افزوده است: دو طرف به اين نتيجه رسيده‌اند كه به اين مذاكرات احتياج دارند و تصميم گرفته‌اند به نظرات داخلي در پايتخت‌هاي خود كه خواستار ادامه رويارويي هستند بي‌توجهي كنند. ء

Monday, 23 April 2007

حمایت از صنایع داخلی یا تشویق رانت خواری

از یکسو ادامه کار آنها به علت فراورش پائین ایجاد ثروت نمیکرد و در مجموع کشور از فعالیت تولیدی آنها متضرر میشد و از طرف دیگر تعطیل آنها موجب بیکاری کارگران و مشکلات ناشی از افزایش بیکاری در جامعه میشد. معضلی که به آسانی قابل حل نبود. ء
با توجه به این مشاهدات سیاست کلی حمایت از صنایع داخلی سالهاست که بوسیله اکثر اقتصاد دانان مردود اعلام شده است. ء
متاسفانه در ایران این سیاست غلط اقتصادی در پیش از انقلاب معمول بود و دولت با ایجاد موانع گمرکی برای کالاهای مشابه خارجی از صنایع داخلی حمایت میکرد. نتیجه این کار همانطور که اشاره شد پائین بودن کیفیت تولید و بالا بودن قیمت تمام شده و عدم قابلیت ارائه اجناس داخلی در بازار های بین المللی بود. ء
پس از انقلاب وضع بسیار بد تر شد. اکثر کارخانجات مصادره شده به نهاد های مختلف واگذار شدند و در تحت حمایت کامل بیت المال قرار گرفتند. این صنایع که ادامه فعالیت خود را منوط به قابل رقابت بودن کالاهای خود نمی دیدند هیج تلاشی در بهبود کیفیت و افزایش بهره وری نمیکردند. در نتیجه امروزه نیز به علت غیر قابل اقتصادی بودن صنایع ما قادر به رقابت در سطح جهانی نیستند و صادرات ما محدود است به نفت و مواد شیمیائی و چند قلم محدود دیگر. مصرف کننده داخلی هم مجبور است که اجناس بنجل تولید شده بوسیله این صنایع را با قیمتی بالا ابتیاع کند. ء
متاسفانه تا وقتی که خصوصی سازی کارخانجات دولتی و حذف مرحله به مرحله حمایتهای دولتی صورت نپذیرد این مشکل ادامه خواهد داشت و ما موفق به عدم اتکا به در آمد نفت و گذار از مرحله تک محصولی نخواهیم شد. ء
طرح حذف تدریجی حمایت دولتی از صنایع مریض داخلی و ملزم کردن آنها به بالا بردن فراورش و کیفیت فراورده های صنعتی و رقابت در سطح جهانی از مهم ترین برنامه های اقتصادی است که اگر حکومت کشور ما خواهان شکوفائی اقتصادی و ورود به بازارهای بین المللی و برخورداری از یک سطح زندگی در خور ملت ایران و قابل مقایسه با کشورهای پیشرفته است باید هرچه زودتر انجام گیرد. ء
اجرای این سیاستها نیاز به برنامه ریزی دقیق و دراز مدت و شجاعت و دورنگری سیاست مداران و طراحان اقتصادی مملکت دارد. مشکلی که چاره آن در شرایط امروز بسیار بعید بنظر میرسد. ء
بنظر نویسنده آگاهی مردم از مشکلات موجود در راه پیشرفت اقتصادی و راه حل های آنها باعث میشود که سیاستمداران برای انتخاب شدن هم که شده برنامه های خود را بر اساس این راه حل ها ارائه کنند.از اینرو از خوانندگان دعوت میشود که در این بحث شرکت کنند و نظرات خود را برای ما بفرستند. ء

دکتر فرزاد وحید

Saturday, 21 April 2007

اعتراض روزنامه آمريكايي به سخنان ضدايراني يك سناتور جمهوريخواه

اسپكتروم به وضعيت اسفبار مردم عراق پس از چهار سال اشغال توسط آمريكا اشاره و نوشته است: آمارهاي محافظه كارانه تلفات عراقي‌ها از تهاجم بوش را ‪ شصت و هشت هزار نفر اعلام مي‌كند اما در ديگر آمارها تعداد كشته شدگان تا ‪ ششصد هزار نفر برآورد شده است . ء
اين روزنامه افزوده است: تنها كساني كه واقعيت آن را مي‌دانند جنگ سالاران رده بالاي كابينه بوش هستند و تا جايي كه شنيده مي‌شود آنها واقعيت را به زبان نمي‌آورند بنابراين به نظر نمي‌رسد هرگز آمار واقعي اين تلفات براي ما روشن شود. اين تلفات مربوط به شهروندان است كه شامل زنان، كودكان ، سالمندان و غيرنظاميان مي‌شود كه كشتار آنان كاري غيرمنطقي بوده است".ء
روزنامه اسپكتروم تصريح دارد:چرا ماجراي غم‌انگيز كشتار دانشجويان بي گناه در دانشگاه تا اين حد براي ما مهم است اما كشتار عراقي‌هاي بيگناه كه در اثر گلوله‌ها و بمب‌هاي نيروهاي ائتلاف جان باخته‌اند نه؟ براي زندگي بايد ارزش قائل شد بدون توجه به قاره‌اي كه مردم در آن زندگي مي كنند، مذهبي كه دارند و روند سياسي كه دنبال مي‌كنند.ء
سردبير اسپكتروم تصريح كرده كه"مك كين با سخنان‌خود فرزندان ويرجينيا، فرزندان عراق و فرزندان سراسر جهان را بي‌ارزش دانسته است بنابر اين در زمان انتخابات عملكرد او ضربه‌اي به صورت خود او خواهد زد و راي‌دهندگان آمريكايي اين بار به ياد موسيقي قديمي "چه كسي بار ديگر گول مي‌خورد" خواهند افتاد و قطعا رييس جمهوري آينده مانند رييس جمهوري كنوني نخواهد بود.ء

Friday, 20 April 2007

مشکلات سرمایه گزاری در ایران

سرمایه گزاران داخلی هم به علت های عدیده که شامل عدم وجود امنیت سرمایه گزاری و عدم وجود شکوفائی اقتصادی رغبتی به سرمایه گزاریهای دراز مدت ندارند و در نتیجه سرمایه گزایهای آنان خیلی محدود بوده و بیشتر در زمینه بورس زمین و مسکن صورت میگیرد. در گیری غیر معقول دستگاه های دولتی و نیمه دولتی و نهاد های مختلف درکارهای تولیدی و حمایت قوانین موجود و سایر تسهیلاتی که برای آنها وجود دارند نیز امکان رقابت سالم را برای سرمایه گزار خصوصی از بین برده است. امکانات موجود برای این سازمانها از استفاده از ارز ارزان قیمت شروع میشود تااعمال نفوذ در دستگاههای دولتی برای تسهیل کار خود و کار شکنی برای سرمایهگزاران خصوصی. ء
مشکل دیگر در راه سرمایه گزاری در ایران فساد دستگاههای دولتی است که کار سرمایه گزاری را برای موسسات خصوصی بسیار مشکل و پر خرج میکند. دستگاههای دولتی بجای آنکه کار سرمایه گزاری را تسهیل کنند با ایجاد انواع و اقسام موانع مختلف کوشش میکنند که به سرمایه گزاران بفهمانند که بدون پرداخت رشوه کار سرمایه گزاری در ایران عملی نیست. این رشوه ها یا بصورت نقدی صورت میگیرد و یا با دریافت قسمتی از سهام. ء
متاسفانه به علت عدم آگاهی عمومی در مورد رل سرمایه گزاری خارجی در شکوفائی اقتصادی ِ ایجاد کار و ثروت و فن آوری جدید سود جویان داخلی با شعارهای مختلف سیاسی موفق شده اند که اذهان عمومی را نسبت به آن خدشه دار کنند. فساد دستگاههای دولتی و قوانین دست و پا گیرو متغییر از یکسو وعدم واقع بینی سیاسی و سیاستهای خصمانه و نابخردانه دولت نسبت به کشورهای توسعه یافته از سوی دیگر باعث شده اند که کشورهای صنعتی رغبتی به سرمایه گزاری در ایران نشان ندهند. در این شرایط امکان تسریع روند توسعه و شکوفائی اقتصادی و عدم اتکا به درامد های نفتی در ایران بسیار بعید بنظر میرسد. ء